تئوری‌های جدید رهبری

2-10-1) جایگزینی رهبری

در تئوری جایگزینی رهبری 1 ) ویژگی‌های فردی، 2 ) وظیفه‌ای 3 ) سازمانی می‌توانند نسبت به توانایی رهبر در اثر گذاری بر رضایت و عملکرد زیردستان برتری داشته باشند. به عبارت دیگر اگر عوامل معینی وجود داشته باشند، فرد می‌تواند بدون هدایت رهبر، وظیفة محوله را انجام دهد. طبق مبانی دیدگاه جایگزینهای رهبری و برخلاف تئوری‌های سنتی که سلسله مراتب رهبری را همواره مهم تلقی می‌کردند، در بسیاری از موقعیت ها، رفتار رهبر خارج از موضوع و بی مناسبت است.

1 ) ویژگی‌های فردی : ویژگی‌های فردی که می‌توانند رفتار رهبر را خنثی سازند عبارتند از، توانایی، تجربه، آموزش، دانش، نیاز به استقلال، گرایش حرفه‌ای و بی‌تفاوتی نسبت به پاداش‌های سازمان.

بعنوان مثال شخصی که از توانایی و مهارت لازم برای انجام وظایفش برخوردار است و نیاز بالایی به استقلال دارد ممکن است به رهبری که قصد هدایت و ساخت دهی دارد، نیاز نداشته باشد و یا از او اظهار ناخشنودی و تنفر کند.

2 ) ویژگی وظیفه‌ای : اگر وظیفه‌ای که به عهدة کارکنان واگذار می‌شود، معمولی و روزمره بوده و بدون انسجام بالایی باشد و کارکنان همواره بازخور عملکرد خود را در اختیار داشته باشند، به عبارت دیگر از نتایج عملکرد خود مطلع باشند و بتوانند انگیزة درونی خود را ارضا کنند، ممکن است این وضعیت موجب شود که رفتار رهبر به صورت غیر ضروری و نامربوط درآید. بنابراین اگر وظیفه‌ای بتواند به اندازة کافی نیازهای درونی کارکنان را ارضا کند، در نتیجه آن‌ها نیازی به حمایت رهبر ندارند.

3 ) ویژگی سازمان : آن دسته ازویژگی‌های سازمان که ممکن است بتوانند جایگزین رهبری شوند عبارتند از برنامه‌ها و هدف‌های صریح و روشن، وجود مقررات و روش‌ها، گروههای کاری متحد و منسجم، وجود یک ساختار دقیق پاداش و وجود فاصله فیزیکی بین سرپرست و زیردست.

بعنوان مثال، اگر هدف‌های منعکس شده در یک شغل واضح و صریح باشند و مقررات و روش‌های متعدد کار برای انجام آن شغل وجود داشته باشد. در این صورت ممکن است نیاز به وجود یک رهبر هدایتی نباشد (گریفین، 1383، ص ص 2 و 371 ).

2-10-2) رهبر عملگرا و رهبر ایجاد کنندة تحول

در آخرین پژوهش‌هایی که بر روی موضوع رهبری انجام شده آن‌  را به دو دسته تقسیم کردند. رهبران عملگرا و رهبران ایجاد کنندة تحول، بیشتر تئوری‌های رهبری مثل تحقیقات دانشگاه ایالتی اُهایو، الگوی فیدلر، تئوری مسیر ـ هدف و الگوی مدیریت مشارکتی، همگی بر رهبران عملگرا توجه نمودند. این نوع رهبران پیروان خود را هدایت می کنند یا آن‌ها را تحریک می‌نمایند و موجب می‌شوند که هدف‌های سازمان تأمین گردد.

رهبران تحول گرا، کسانی هستند که پیروان خود را الهام می‌بخشند، می‌توانند به آن‌ها روحیه بدهند و در مسیری هدایتشان کنند که منافع سازمان تأمین شود. همچنین این افراد می‌توانند موجب شوند که زیردستان با روحیه‌ای بسیار بالا عمل نموده و اثراتی عمیق بر سازمان بگذارند. این مدیران به نیازها و جنبه‌های پیشرفت و ترقی زیردستان توجه خاصی می‌کنند، بر آگاهیهای آن‌ها می‌افزایند و می‌توانند به گونه‌ای افراد را هدایت نمایند که آن‌ها از دیدگاههای جدیدتر به مسائل قدیمی‌ نگاه کنند. در سایة تحریک و ایجاد انگیزه در افراد، آن‌ها تشویق می‌شوند تا به اصطلاح از جان خود مایه بگذارند و در جهت تأمین هدف‌های سازمان از هیچ کوششی فروگذار نکنند.

ویژگی‌های این دو دسته از رهبران عبارتند از :

رهبران عملگرا:

پاداش‌های مشروط: طبق قرارداد،‌ میزان پاداش را بر اساس عملکرد می‌دهند، به عملکردها توجه نموده و تعهد می‌کنند که در ازای عملکرد خوب پاداش‌های مناسب بدهند.

مدیریت مبتنی بر استثنا ( فعال ): دقت می‌کنند که کارها طبق استاندارد و مقررات باشد و در صورت انحراف درصدد اقدامات اصلاحی بر می‌آیند.

مدیریت مبتنی بر استثنا ( غیرفعال ): تنها هنگامی‌دخالت می‌کنند که استانداردها رعایت نشود.

هرج و مرج: مسئولیتها را رها می‌کنند، هیچ تصمیمی‌نمی‌گیرند.

رهبرانی که تحول ایجاد می‌کنند:

فرهمند: در ذهن افراد تصویری جالب از خود خلق می‌کنند و چنین می‌نمایند که مأموریت مهمی‌برعهده دارند. به افراد تلقین می‌کنند که به آن‌ها احترام قلبی بگذارند، وجودشان را مایة افتخار خود بدانند و به آن‌ها اعتماد و اطمینان داشته باشند.

الهام بخش: امیدها و نویدهای زیادی می‌دهند، برای تأکید و توجه به برخی از امور از ایما و اشاره استفاده می‌کنند، به بیانی بسیار ساده از هدف‌ها و مقاصد بزرگ سخن می‌گویند.

به بصیرت پیروان می‌افزایند: موجب افزایش دانایی و بصیرت پیروان می‌شوند، امر به خودگرایی می‌کنند و برای حل مسائل و برای رعایت دقت دستور می‌دهند.

ملاحظات فردی: شخصاً به مسائل رسیدگی می‌کنند، به هر یک از کارکنان و زیردستان توجهی خاص می‌نمایند، همانند یک مربی عمل می‌کنند و توصیه‌های لازم را می‌نمایند.

این دو دسته از رهبر ( عملگرا و ایجاد کنندة تحول ) دارای دو روش مخالف یا متضاد برای انجام کارها هستند. هنگامی‌که رهبر عملگرا به اوج ترقی خود می‌رسد به صورت رهبری در می‌آید که او را محول یا ایجاد کنندة تحول می‌نامند. معمولاً این دسته از رهبران پیروانی دارند که به اصطلاح سر سپرده‌تر هستند و نوع کار یا تلاشهای آن‌ها از زیردستان مدیران عملگرا فراتر می‌رود. فراتر این‌که، رهبری که در افراد ایجاد تحول می‌کند چیزی بیش از رهبر فرهمند است.

به گفتة یک صاحب نظر: احتمالاً یک رهبر فرهمند از پیروان خود می‌خواهد که از دیدگاهی جدید و خلاق به دنیای خود نگاه کنند و پا را از این حد فراتر نگذارند، ولی رهبری که در افراد تحول ایجاد میکند پیوسته می‌کوشد تا این اندیشه را در افکار پیروان خود تزریق کند که آن‌ها صاحب قدرت و توانائیهای برتر هستند و نه تنها باید به مسائل جاری بپردازند و از دیدگاه جدید به امور نگاه کنند، بلکه باید از زاویه‌ها و دیدگاه‌های ویژه‌ای که رهبر به امور نگاه می‌کند، مسائل را مورد توجه قرار دهند (رابینز، 1384، ص ص7و686).